هنر نهم
اخبار،کتب،مقالات،پایان نامه های مدیریتی

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .یقین داشته باش که:به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم! ..





تاريخ : سه‌شنبه 17 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

یارو میره دیوونه خونه میبینه همه تو صف واستادن دارن یکی‌یکی تو یه سوراخه نگاه میکنن بعد دوباره میرن ته صف وامیسن. یارو کنجکاو می‌شه ببینه تو سوراخه چه خبره، خودش هم میره تو صف وامیسه و تو سوراخه رو نگاه میکنه هیچی نمیبینه، یه بار دیگه تو صف وامیسه بازم هیچی نمیبینه،‌از یکی میپرسه: شما چی رو نگاه میکنین؟ من که هر چی نگاه میکنم هیچی نمیبینم. یارو بهش میگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داریم این تو رو نگاه میکنیم هنوز هیچی نمیبینیم، تو میخوای با دو بار نگاه کردن چیزی ببینی؟!





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

معلم فلسفه یک صندلی می گذاره وسط کلاس

و به شاگردانش میگه : شما باید یک مقاله بنویسید

و در آن ثابت کنید که این صندلی وجود ندارد !

یکی از شاگردان دو کلمه می نویسه و ورقه شو می ذاره رو میزش

و بعد از اینکه معلم ورقه ها را تصحیح می کنه اون بهترین نمره رو می گیره!

می دونید چی نوشته بوده ؟


نوشته بوده : کدوم صندلی ؟!!!





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

به گزارش گروه بين الملل بازارخبر به نقل از سي ان بي سي ، در رتبه بندي امن ترين بانكهاي دنيا به مقايسه نرخ اعتبار طولاني مدت آنها پرداخته شده است و بنياد هاي معروفي همچون «مودي»(Moody) ، «استاندارد و پور»(Standard & Poor) ، و «فيچ»(Fitch) به ارزيابي آنها پرداخته اند.

در اقتصاد جهاني امروز كه مشكلات سيستم هاي مالي آن ، جهان را به ستوه آورده است، وجود لغاتي همچون «امن» در كنار «بانك» سرمايه گذاران را به تامل وا داشته است. دگرگوني هاي سيستمهاي بانكي در سراسر جهان اين سوال را مطرح مي سازد كه كدام بانكها «امن ترين» هستند؟

در 21 سال گذشته ، اققتصاد جهان (Global fianance) فهرست 50 بانك امن در سراسر دنيا را اعلام كرده بود كه با رشد بحران بدهي اروپا در سالهاي اخير كه تاثير زيادي بر رتبه بندي اعتباري بانكها داشته ، از تعداد بانكهاي امن كاهش يافته است.

در رتبه بندي امن ترين بانكهاي دنيا به مقايسه نرخ اعتبار طولاني مدت آنها پرداخته شده است و بنياد هاي معروفي همچون «مودي»(Moody) ، «استاندارد و پور»(Standard & Poor) ، و «فيچ»(Fitch) به ارزيابي آنها پرداخته اند



ادامه مطلب...

تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

10 کشور فقیر

سازمان تجارت جهانی هر ساله نام فقیر ترین و ثروتمند ترین کشورهای جهان را بر اساس میزان دارایی های ملی و حجم تولیدات ناخالص آنان اعلام می کند.

به گزارش گروه بین الملل بازار خبر به نقل از پایگاه خبری فرانسه؛ فهرست 10 تایی  فقیر ترین کشورهای جهان در سال 2011 همانند سال های گذشته بطور کامل چهره ای آفریقایی دارد .

 



ادامه مطلب...

تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

جبران خلیل جبران می نویسد:

هفت جا ، نفس انسانی خویش را حقیر دیدم؛

نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.

دوم ، آن گاه که در برابر از پا افتادگان ، گردن فرازی می کرد.

سوم ، آنگاه که میان آسانی و دشواری مختار شد و امر آسان را برگزید.

چهارم ، آن زمان که گناهی مرتکب شد و با یادآوری این که دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد.

پنجم ، آنگاه که خودپسندی خود را نشانه فضیلت پنداشت.

ششم ، آن گاه که زشتی چهره ای را نکوهش کرد ، حال آن که زشتی یکی از نقاب های باطن خودش بود.

هفتم ، آنگاه که از روی ناچاری و ضعف اراده، تحمیل شده ای را پذیرفت و شکیبایی اش را ناشی از توانایی دانست

 

 





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

در اوزاكا، شيريني‌سراي بسيار مشهوري بود. شهرت او به خاطر شيريني‌هاي خوشمزه‌اي بود كه مي‌پخت. مشتري‌هاي بسيار ثروتمندي به اين مغازه مي‌آمدند، چون قيمت شيريني‌ها بسيار گران بود. صاحب فروشگاه هميشه در همان عقب مغازه بود و هيچ وقت براي خوش‌آمد مشتري‌ها به اين طرف نمي‌آمد. مهم نبود كه مشتري چقدر ثروتمند است.

يك روز مرد فقيري با لباس‌هاي مندرس و موهاي ژوليده وارد فروشگاه شد و عمداً نزديك پيش‌خوان آمد. قبل از آن كه مرد فقير به پيشخوان برسد، صاحب فروشگاه از پشت مغازه بيرون پريد و فروشندگان را به كناري كشيد و با تواضع فراوان به آن مرد فقير خوشامد گفت و با صبوري تمام منتظر شد تا آن مرد جيب‌هايش را بگردد تا پولي براي يك تكه شيريني بيابد.

صاحب فروشگاه خيلي مؤدبانه شيريني را در دست‌هاي مرد فقير قرار داد و هنگامي كه او فروشگاه را ترك مي‌كرد، صاحب فروشگاه همچنان تعظيم مي‌كرد.

وقتي مشتري فقير رفت، فروشندگان نتوانستند مقاومت كنند و پرسيدند كه در حالي كه براي مشتري‌هاي ثروتمند از جاي خود بلند نمي‌شويد، چرا براي مردي فقير شخصاً به خدمت حاضر شديد.

صاحب مغازه در پاسخ گفت: «مرد فقير همه‌ي پولي را كه داشت براي يك تكه شيريني داد و واقعاً به ما افتخار داد. اين شيريني براي او واقعاً لذيذ بود. شيريني ما به نظر ثروتمندان خوب است، اما نه آنقدر كه براي مرد فقير، خوب و باارزش است.





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

از مدير موفقي پرسيدند: "راز موفقيت شما چه بود؟" گفت: «دو كلمه» است.

- آن چيست؟

- «تصميم‌هاي درست» 

- و شما چگونه تصميم هاي درست گرفتيد؟

- پاسخ «يك كلمه» است!

- آن چيست؟ 

- «تجربه»

- و شما چگونه تجربه اندوزي كرديد؟

- پاسخ «دو كلمه» است!

- آن چيست؟

- «تصميم هاي اشتباه»

منبع:

www.mgtsolution.com





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

اولين شرط نفي گمراهي           دانش است و سواد و آگاهي
هر مديري كه در جهان باشد       بايد آگاه و كاردان باشد
ندهد هوشمند با تدبير               به فرومايه، كارهاي خطير

شرط احراز پست و جاه و جلال     نيست تنها سواد و علم و كمال
آنچه البته از مهمات است           بخت و اقبال و ارتباطات است
اي بسا دكتراي در فيزيك            شده صندوقدار در بوتيك
وي بسا كم سواد ناآگاه              شد رئيس فلان پژوهشگاه
ثانيا هيچ كس به آن مفهوم         نشود جامع تمام علوم
ليك در اين ولايت اي فرزند           همه در هر زمينه استادند
چه بسا يك عزيز شيميدان          بوده معمار در فلان استان
شده بعداً رئيس دهداري            بعد از آن هم مدير بهداري
بعد از آن، با فشار تشكيلات        عضو هيات مديره شيلات
پس از آن، طبق حكم در نامه       رفته در سازمان برنامه
بعداً از سازمان كه بيرون رفت       سردرآورده از وزارت نفت...
جان بابا، توهم در اين عالم          تا تواني، نگو نمي دانم
گيرم اصلا بدون تدبيري               كه مهم نيست، ياد مي گيري!

منبع

http://www.nasrabadi.blogfa.com/post-9.aspx





تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh

کرت ونه گات از معروف ترین و محبوب ترین نویسنده های معاصر آمریکاس، و معمولا توی کارهاش طنز خاص خودش رو هم داره. توی هشتاد سالگی می گفت که می خواد از کمپانی وینستون شکایت کنه که چرا علی رغم تهدیدات روی بسته های سیگار، اون به این سن رسیده و نمرده، که بالاخره سه سال پیش تو هشتاد و چهار سالگی مرد. از کتاباش کتاب سلاخ خانه شماره 5 یه شاهکاره که هر کی بتونه پیدا کنه و بخونه پشیمون نمی شه



ادامه مطلب...

تاريخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392
ارسال توسط mfsh
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران